ARGHAVAN SAMADIAN

ILLUSTRATOR & GRAPHIC DESIGNER

Article 1

جهانی شدن یا پیوستن به هنر دهکده جهانی

ارغوان صمدیان
نشریه دانشجویی همایش هنر و جهانی شدن، شماره نخست، آذر ماه 1383 

 

سالهاست که بشر نیاز به جهانی شدن را بیش از پیش احساس می کند. با پیدایش نخستین سازمانهای بین الدولی در اروپا، زمینه گسترش ارتباطات جهانی در عرصه های تجارت، حمل و نقل، پست، خطوط هوایی و دریایی و ایجاد «جامعه بین المللی» (مبنای اولیه سازمان ملل متحد) فراهم شد.
پس از جنگ جهانی دوم بر اساس ابتکار متفقین و به منظور تداوم بخشیدن به اتحادی که با وجود اختلافات در تمام طول جنگ حفظ شده بود، سازمان ملل متحد به عنوان ابزاری برای حفظ صلح تازه، به وجود آمد. سازمان ملل با هدف حمایت از حقوق بشر، حفظ میراث فرهنگی و هنری جهان و در نهایت ایجاد دهکده جهانی با حمایت از کارهای بشر دوستانه، فعالیت خود را آغاز کرد. پس از مطرح شدن گفتگوی تمدنها، مساله جهانی شدن هنر مطرح شد. هنر ساده ترین پل ارتباطی و گفتگو میان ملل و اقوام مختلف، بی نیاز از یادگیری زبان است و بهترین راه برقراری ارتباط میان ملت ها تلقی می شود. اما زمانی بود که برخی کشورها به واسطه قدرت مالی و سیاسی، هنر خود را جهانی ساختند و بدین ترتیب هنر آنها به عنوان هنر غالب دنیا، کشورهای جهان سوم را به شدت تحت تاثیر قرار داد. اگر بخواهیم این انحلال هنر را در کشور خود پیگیری کنیم، می توانیم بگوییم از اواخر دوره صفوی با نفوذ بیگانگان به کشور، بیشتر هنرهای سنتی ما با وجود پیشینه چندین هزار ساله و حضوری با ارزش در شکل گیری تمدن جهان، رو به زوال گذاشتند. گرچه پس از دوره افشاری، کریمخان زند تلاش کرد هنر و معماری سنتی را احیا کند اما قدرت او آنقدر نبود که بیش از محدوده فارس، هنر کشور را تحت تاثیر قرار دهد و سپس در دوره حکومت قاجار، نفوذ بیگانگان فزونی یافت و استقلال و تمامیت کشور را به شدت خدشه دار کرد. ضعف و سستی دولت بی کفایت وقت بر فرهنگ و تمدن ایران تاثیر گذاشت و شیفتگی روز افزون حکام به تمدن غربی، عصر انحطاط فرهنگ و هنر ایران را در پی داشت. پیشرفت تکنولوژی به جای آنکه به هنرمند و توسعه هنر کمک کند، به دلیل بی توجهی ناگهانی دربار به هنرهای بومی و عدم حمایت از هنرمندان سنتی، تنها موجب انحطاط و فراموشی هنر ایران شد. این سیاستگذاری اشتباه، موجب شد به جای آنکه همچون گذشته، هنر دیگر اقوام در هنر ما حل شده و به غنای هنری آن بیفزاید، تنها موجب فراموشی سنتها گردد. اینک این وظیفه ماست که با احیای هنرهای سنتی و غنی کردن پشتوانه هنرهای معاصر و مدرن کشور، جایی در جهان و در هنر جهانی برای خود بیابیم. چرا که جهانی شدن هنر و ایجاد بازارهای جهانی نه تنها به اقتصاد کشور کمک می کند بلکه زمینه ساز تحول فکری و خلاقیت هنرمندان و بدعت در هنرهای سنتی می شود.
زمانی گسترش بازارهای جهانی لطمه فراوانی به اقتصاد و هنر کشور ما وارد کرد. برای نمونه، بافندگان فرش با کنار گذاشتن رنگ رزی سنتی و استفاده از رنگهای جوهری و شیمیایی که از خارج وارد شده بود و نیز با زدن گره های جفتی و تقلبی برای تسریع بافت فرش، سبب رکود و بدنامی فرش ایران در عرصه جهانی گردیدند. انقراض دو عنصر ارزشمند رنگ رزی، جشره قرمزدانه و گیاه نیل و سپس تولید فرش با طرحهای ایرانی و قیمت نازل تر در کشورهایی مانند چین، پاکستان و هند، آخرین ضربه هایی بود که می توانست بر صادرات فرش ایران وارد آید. البته جای بسی خوشحالی است که هنوز فرش ایرانی و بافت منحصر به فرد آن ارزشمندتر از فرشهای غیر ایرانی با نقش نائین، کرمان، کاشان و... تلقی می شود. لذا در روند جهانی شدن، کیفیت اثر و حفظ اصل و ریشه، نکته ای با اهمیت و در خور توجه است و به جرات می توان گفت ارائه هنری ناب و ارزشمند به منظور کسب نامی نیک در فهرست هنر جهانی، چه بسا ارزشمندتر از کمیت صادرات هنری باشد.